ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
280
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« جرجنت » اقامت داشتند بر پريشانى برادران خود آگاه شدند شهر را ويران كردند و راه « مازر » را گرفتند و رفتند و نتوانستند برادران خود را يارى كنند . مسلمين بدان حال ماندند تا سنه دويست و چهارده كه نزديك بود همه هلاك شوند ناگاه كشتىهاى جنگى از اندلس رسيد كه مردم اندلس به قصد جنگ و غزا لشكر كشيده بودند . از افريقا هم كشتىهاى امدادى رسيد كه مجموع كشتىهاى جنگى بالغ بر سيصد گرديد . چون جنگجويان در شهر « بلرم » پياده شدند روميان ترسيدند و شهريار آن شهر از مسلمين امان خواست به او و خانواده او به شرط عدم تعرض به دارائى او امان داده شد دوباره مسلمين سوار كشتى شده روم را قصد كردند . در سنه دويست و شانزده مسلمين به يارى محاصرهشدگان رفتند و شهر محصور را گرفتند ولى جز عده سه هزار تن از مسلمين در آن شهر نمانده بود كه در آغاز هفتاد هزار بودند همه از گرسنگى مرده بودند . ميان مسلمين اندلس و مسلمين افريقا اختلافات و نزاع بر پا شد ولى بعد ناگزير صلح كردند و تا سنه دويست و نوزده سوى شهر « قصريانه » لشكر كشيدند روميان محصور از شهر بيرون رفته بجنگ پرداختند . نبرد سخت رخ داد و خداوند پيروزى را نصيب مسلمين فرمود . روميان گريختند و پس از آن در بهار باز گشتند و دوباره جنگ كردند و باز مسلمين پيروز شدند . در سنه دويست و ده مسلمين بفرماندهى محمد بن عبد اللّه سوى « قصريانه » لشكر كشيدند . روميان بجنگ پرداختند . زن بطريق ( شهريار آن ديار ) با پسر او بدست مسلمين گرفتار شدند . هر چه در لشكرگاه روم بود بدست مسلمين افتاد پس از پيروزى مسلمين به محل « بلرم » بازگشتند . محمد بن عبد اللّه ( فرمانده ) لشكرى به محل « طبرمين » فرستاد . فرمانده آن لشكر محمد بن سالم بود غنايم بسيار بدست آورد ولى گروهى از لشكر او تمرد كرده او را كشتند و بسپاه روم پناه بردند . زيادة اللّه ( امير افريقا ) فضل بن يعقوب را بجاى محمد مقتول براى فرماندهى